تبليغاتX
بساباد -
بازم با مزه شدم مثل قدیم... هی می نویسم هی پاره می کنم هی فکر می کنم هی بخودم می خندم.خوبیش اینه که می شه به تلخ ترین چیزها هم خندید!

ما یه همسایه داریم صداش همیشه تو خونه ما مهمونه ! بنده خدا مریضه ولی خوب تا جا داشته هم همه چی مصرف کرده امروز داشت بلند بلند شکایت می کرد که "ای خدا ای خدا  چرا اینقدر به من ظلم میکنی ؟چرا من رو نجات نمی دی؟؟؟!!!"اینم از خواص ماست هر گندی دلمون بخواد می زنیم بعد می ریم یغه خدا رو می چسبیم!اصولا تو ایران مسؤلیت مزخرف ترین چیزیه که همه ازش فرار می کنن!!!و این حتی در مورد شخصی ترین چیزای ما هم صادقِ حتی بعضی وقتا مسولیت احساساتمونو  هم قبول نمی کنیم!!!هزار بار این جمله رو شنیدم:"از چی طرف خوشت میاد؟نمی دونم این چیزا که دلیل نمی خواد"!!!یا بر عکسش.بگذریم که حتی نمی دونیم مسولیت یعنی چی!نه یعنی اینکه عالم و آدم رو نابود کنی و به خودت اجازه هر کاری بدی که چی آقا مسؤل هستند!!

یه جا یه بنده خدا بود خیلی با مزه بود این بنده خدا چون خیلی مسؤل بود و همش تحت فشار بود نصف هفته سر کار نبود اون موقع ها هم که بود هر کاری رو که باید راه می نداخت محول می کرد به جناب وزیر که خود اون وزیر همین بنده خدای ما رو کرده بود جانشین خودش و صاحب اختیار همه چی!!البته این بنده خدا آدم خوبی بود اقلا همش دو برابر یه فوق لیسانس (البته با یه فوق دیپلم اونم با ۱۰ سال سابقه کار تو سمنان ـ توی یه فروشگاه احتمالا! ـ و حالا شده بود معاون وزیر)حقوق می گرفت البته اینم فقط به خاطر اینکه مهرورز بود...!!!

بگذریم اینطورم نیست که فقط تو دولت اینو ببنی نه فکر می کنم تو مملکت ما این همه جا قابل دیدنه تو دانشجو بی سواد خونه دار و بچه دار ...

از همه بدتر اینه که خیلی هامون می دونیم که چنین چیزی هست و حتی در خودمون می بینیمش ولی تنها توجیهش می کنیم تا یه کم زحمت بیشتر رو متحمل نشیم که موقعیت اجتماعی بهتر و رشد عقلی بیشتری رو بدست بیاریم. نمی دونم چرا ولی انگار هیچکدوم از ما پیشرفت رو دوست نداریم وتنها در عالم تخیلات فانتزی و در حالت کمترین زحمت ممکن ادعای همچین چیزی رو پیدا می کنیم...

 

+ نوشته شده توسط علی در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 10:30 |