نه هرکه!

نه هرکه پرده برانداخت دلبری داند

نه هرکه آینه سازد سکندری داند!!

 

یه جمله ای هست نمی دونم بگم نگم...بذار یه اشاره ای بکنم!آدم رو جرواجر می کنه!!!

ما یه دوستی داشتم البته داشتیما! این بنده خدا کشف الکشاف مینوشت!یعنی عرض کنم که عرض هنر می کرد پیش اهل هنر که البته بی ادبیست ولی خوب دیگه نه هرکو دو ورق خواند معانی دانست!!

خلاصه این بنده خدا در تعاریف مشکل داشت!مثلا فکر می کرد با حرف میشه دنیا رو عوض کرد با سکوت میشه خرد بدست آورد یا مثلا با هیچ کاری نکردن به کسی ضرر نمیزد!خوب آره اینا درسته ولی برادر من هرچیزی جایی داره!هر نکته مقامی داره!طبیب مشفق رو دشمن حساب میکرد...دوست رو به دغلباز میفروخت و خبر نداشت که یوسف به زر ناسره بفروخته بود!!

چندتا چیز بگم:

۱ عاقبت پسر بازی نه حال کردنه نه شوهر کردن!تنهاییه...

۲ کسی که امورش رو با بنده های خدا نخواد حل کنه خدا کاری می کنه که کلا اموراتش نگذره...

۳ کسی که دروغ بگه دروغ میشنوه...

۴ کسی که خیانت کنه خیانت میبینه...

۵ کسی که خوبی کنه خوبی میبنه...

۶ کسی که چشماشو ببنده به بهانه رها کردن کور میشه....

 

 

پینوشت: به خدایی که جانم به دست اوست از ظالم نمیگذرم ولو به اندازه یه حبه قند ظلم کرده باشه...

 

عیدی!

 

علی (علیه السلام): « شیعتنا المتباذلون فی ولایتنا ، المتحابّون فی موّدتنا المتزاورون فی احیاء امرنا، الذین ان غضبوا لم یظلموا و ان رضوا لم یسرفوا ، برکة علی من جاوروا ، سلم لمن خالطوا »
امام علی علیه السلام : شیعیان ما کسانی هستند که در راه دوستی ما از خود بذل و بخشش نشان می دهند، و به دلیل دوست داشتن ما همدیگر را دوست دارند . به جهت زنده نگهداشتن امر ما به زیارت یکدیگر می روند. در حال غضب به کسی ظلم نمی کنند و در صورت رضا اسراف نمی نمایند ، برای همسایگان خود مایه برکتند و با کسانی که معاشرت می کنند پیام آوران صلح و صفا و صمیمیتند.

جالبه جملات بالا دوطرفه هستند از نظر منطقی! شما به هرکی تسلیم بشی باهاش  معاشرت می تونی بکنی هر موقع خوبی کنی همنشین و دوست و نزدیکانت بهت نزدیکتر میشن اگر اسراف نکنی راضی هستی اگر ستم نکنی غضب نمی کنی(بحث در مورد دشمن نیست که دشمن هم البته با تعاریفی از قاعده مستثنا نیست!)همدیگر رو زیارت می کنن بنابرین امر ما زنده میمونه، همدیگر رو دوست دارند بنابرین ما رو دوست خواهند داشت و بذل و بخشش می کنند پس از اهل ولایت ما هستند!

 

خوبه آدم روز عید براش عید باشه!

آهان می خواستم بگم بزرگترین عیدی روز غدیر خم وجود خود علی ابن ابی طالبه...بعضی میگن این بشر افسانه است بعضی می گن خداست...بعضی هم قبول می کنن که آدم بوده...بعضی وقتها فکر می کنم همچین نمونه هایی از انسانیت هم بودن نه؟!!

 

 

پینوشت:

در پست قبلی بیدا به معنی بدبختی است.

 

 

 

بیداد!

عیــدٌ بِأیَّـةِ حـالٍ عُـدتَ یـا عِیـد
بِمــا مَضَـى أَم لأَمْـرٍ فِیـكَ تجـدِید؟!
أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ
فَلَیــتَ دُونَــكَ بَیْــدًا دونَهـا بِیـد

أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ
أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ
أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ
أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ
أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ
أَمــا الأَحِبــةُ فــالبَیَداءُ دُونَهُــمُ

 

این نیز بگذرد...

فریب و حسد...

ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین...

 

پینوشت:

دفتر اول مثنوی یه داستان داره که یه پادشاه جهود مومن های مسیحی رو می کشت بعد یه مدت مردم از ترس ایمانشون رو مخفی می کردن خلاصه این پادشاه یه وزیر داشت که مظهر فریب و کینه و حسد هست توی داستان این وزیر یه چشم و یه گوش و یه دست و یه پای خودش رو فدا می کنه که حودش رو مسیحی جا بزنه بعد مردم بهش اعتماد کنن بعد حتی خودش رو به کشتن میده که بتونه مردم رو به جون هم بندازه...باز می گم اون وزیر اقلا به شاهی خدمت می کرد موندم بعضی از مردم به کی خدمت می کنن که این اندازه حقارت مرتکب میشن؟!حاظر میشن خودشون هم نابود بشن فقط برای اینکه خیال می کنن از تو دارن انتقام می گیرن...زهی خیال محال...

خوشحالی غیر منتظره!!

قصه نمی دانم چیست ولی دنیا روشی برای خود سازگاری دارد که عجیب است، وقتی شدیدا ناامید و ناراحت یا عصبی هستی اتفاقی می افتد که اوضاع کاملا تغییر میکند مثل اینکه آدامس خرسی می خواسته ای و دنیا به تو یک بنز هدیه می دهد!!

گاهی دلم می سوزد نباید بسوزد ها ولی خوب می سوزد برای اینهایی که مثل کبک سر زیر برف می کنند و آشکارتر از خورشید را منکر می شوند...به نظر من این اخلاق ایرانی جماعت خیلی اخلاق بدی است که علاقه شان را پنهان می کنند و منکر می شوند...مگر کاسه ای زیر نیم کاسه هست یا فریبی و دروغی در کار است که منکرش می شوید برادر من دوست داشتن که چیزی پنهان کردنی نیست، باعث افتخار است و بزرگی...

بگذرم...روزگار جالبی است...

امروز خیلی دلم گرفته بود...

امیرالمومنین فرمود:

مردم دو دسته اند، نیکوکار پرهیزکار و یا سنگدل بدبخت...

بدبخت ترین مردم کسی است  که دین خود را به دنیای دیگری بفروشد...

بدبخت ترین مردم کسی است که از پیدا کردن دوست عاجز باشد و بدبخت تر از او کسی است که دوستان خود را از دست بدهد...

 

نمی دونم چرا این ها رو به عنوان پست زیر این عنوان نوشتم ولی میدونم از آدمهای دروغگوی درو بینهایت متنفرم...و دوم اینکه درسته از خودم و شاید خیلیای دیگه نا امید شدم اما هنوز فرصت هست...

 

 

پینوشت:

ولا ییاس من روح الله الا لقوم الکافرون...

دوست

دو جور دوست هست که از دشمن بدتره:

یکی دوستی که بجای تو فکر کنه

دومی دوستی که حب و بغض شخصیش روی تو اثر بذاره

 

امروز برادر عزیزی جمله ای نقل کرد که مطمئن نبود از کیه:

هر کس که خداوند ناصحی در درونش قرار نداده باشد، از نصیحت دیگران سودی نخواهد برد...

 

 

پینوشت:

می گفت نود ونه درصد مشکلات مملکت از مشکلات شخصی آدمها باهم ناشی میشه انگار آدمها یادشون میره که شاید کوه به کوه نرسه ولی آدم به آدم میرسه....