وقتی کلا با یک زندگی دیگر بزرگ می شوی با یک سری ایده آل هایی که نمیدانی از توی کدام فرهنگ و تمدن و کتاب بیرون آمده است و توی هیچ مملکتی حتی خود هالیوود نمیتوانی اجرای عملیش را ببینی چه میکنی؟ بیاید جور دیگری نگاه بکنیم  القای این مطلب هر چند با ظرافت بسیار که یک سری آزادیها حق طبیعی انسان است و در جامعه ای که من و شما هم ندیده ایم -و یا اگر ببینیم به این دلیل که گذرا آن را مطالعه میکنیم عمق و ریشه و گوشه و کنارهای بسیار مهم آن را نمی بینیم -  وجود دارد(که البته ندارد یا لااقل به آن شکل که فرهنگ صادراتی تبلیغ میکند ندارد) دو نوع واکنش درمن و شما که از آن آزادی ها یا بهتر است بگویم توهمات محرومیم به وجود می آید!یا آنکه امکانات آن را داریم که به آن جامعه موعود هجرت کنیم حالا چه از نظر مالی یا تخصص و کار یا علم و دانش که به فکر مهاجرت می افتیم یا آنکه امکاناتی نداریم و خوب جامعه خودمان را سعی میکنیم که به آن سمت سوق بدهیم البته بماند یک سری از توجیهات و عده ای که هیچ کاری نمیکنند، منظورم آن عده ای هستند که با توجه به ایدآل های خودشان جامعه شان را ترک می کنند یا سعی در تغییرش به سمت جامعه غربی دارند و یا به هر حال در جهت رشد و باز پروری و گسترش فرهنگ بومیشان کاری نمی کنند...خوب حالا اگر آن فرهنگ موهوم اصلا قابل بوجود آمدن نباشد چه می شود؟!نتیجه اش را می بینیم!سرخوردگی، ترس، فردگرایی و خودمحوری! یعنی آفاتی که هر جامعه ای را نابود می کنند! بنابرین غرب در هر حال برنده است یا ثروت و نیروی انسانی ممالک شرقی را مبرد یا آنها را بدست خودشان با توهماتی که در آنها القا می کند نابود می سازد... و دقت بفرمایید که چند درصد شیوه فکری و ایدولوژی های امروز مردم ما به خصوص جوانان عینانا کپی برداری شده و یا مشابه سازی شده از رمانهای ترجمه شده غربی یا فیلمهای هالیوودی است؟! و طبیعی امر هم برای جامعه ای که در مرحله رشد صنعتی است و دراین اثنا از امر فرهنگ غافل میماند چیزی جز این نخواهد بود...نابودیی که از درون خودمان آغاز می شود...

 

پینوشت:

۱-چند روز پیش رادیو برنامه ای پخش میکرد که مثلا در جهت روشن سازی اهداف جنگ نرم و برملا کردن نقشه های دشمنان بود!یک آقای دکتری را دعوت کرده بودند هی می گفت این علامت X آنهم با فونت ایتالیک علامت شیطان پرستهاست و باید با این آرم ها و علامت ها جنگید!!!!معنی جنگ نرم را هم فهمیدیم! جنگ آرمها بله؟!!! یک نفر اگر راست میگویید برود جلوی فروش ورساچه و جورج آرمانی را داخل کشور بگیرد و شبکه های پرنوی تحت اداره و مارک اینها را اقلا فیلتر کند به جای فیلترینگ سایت مخالفین سیاسی... اگر به شعور خودمان مطمئنیم لااقل یک نفر پیدا بشود روشن بکند این چیزهایی را که هر مارکی و مدی در ضمیر انسان القا میکند، که لااقل خودمان انتخاب کنیم...

۲- مثال چین مثال جالبی است! در چین پخش محصولات فرهنگی غربی مدتها ممنوع بود...

۳- این پست ابدا با جنگ نرمی که در مورد حوادث سال ۸۸ مطرح شده است ارتباطی ندارد.