عجب!

اول می خواستم اولین پست فیزیکی این وبلاگ را بگذارم!چیزی بنویسم از نظریه عجیب نور، انرژی و جرم! تصحیح معادله دیراک و باز نویسی آن و بدست آوردن حد بالای شعاع تجربی الکترون بصورت تئوری کاری که اخیرا مرتکب شده ام...اما پشیمان شدم...اینجا جای این کارها نیست و کسی هم که شان علمی ما را قبول ندارد جز شاگردهای سال اولی دانشگاه که به آنها ریاضیات درس می دهم. تصمیم گرفتم و البته عمل هم میکنم که در دانشگاه فقط ریاضیات درس بدهم به نظرم با تمام احترامی که برای اساتید فن قائلم ریاضیات آن طور که در شان این علم است عمیق و مفهومی تدریس نمی شود و فقط به صورت روابطی پشت سرهم برای دانشجو تکرار می شود... این شیوه نا استوار می نماید...بگذریم.

اولش نوشتم عجب!

اول اینکه چطور گروهی که مدعی فضل اند یک تنه به قاضی می روند!

دوم چطور کسانیکه مدعی احتیاط اند در بدترین دامها گرفتار می شوند.

سوم از وقاحت گروهی که برای اندکی لبخند و ساعتی صحبت و احتمالا مطابق روال قبل یک صبحانه از احساسات پاک سوء استفاده می کنند... به گروه دیگری توهین میکنند (مثلا میگویند شامپانزه و گوریل! والبته قهرا باید بیش از اینها باشد اما ما اینها را خواندیم که قریحه طنز و ترس بیشتر از این مجال نمیدهد!)

چهارم از کسانی که صاحب سر بوده اند و اسرار را این چنین برای کسانی فاش می کنند که خودشان را و اسرار را به لجن می کشند...

پنجم از حماقت گروهی که برای نابودی دیگری حاظرند خود را نابود کنند.

ششم از آنها که ما را رها کردند تا آسوده باشند ولی از ندانستند که این دنیا جای آسودگی نیست...

هفتم از کسانی که مسبب گناهی هستند و خود را مبرا می دانند.

هشتم از کسانی که ظلم را می بینند و ساکتند.

نهم از کسانی که در لباس میش خود را پوشیده اند و چه گرگانه زخم بر بدن دیگران می زنند.

دهم از کسانی که می گویند فلان مسئله به ما ربطی ندارد ولی در عمل هم موضع می گیرند هم دخالت می کنند!و ای کاش دخالتشان در جهت اصلاح امور بود نه طرفداری از صنف و جنس و طرفی...

عجب!

باز منت خدای را عز و جل ما توی خانه نشسته ایم و این هیاهو به پا میشود خدا به بعضی ها رحم کند که آنچه را گفتم عمل نکردند وقتیکه شخصا آنجا حضور یابم و آنچه را نباید، انجام بدهم...تا حق به حقدار برسد و خداوند راضی و خشنود گردد.

 

 

پینوشت:

یکشنبه روز جالبی خواهد بود!

بعدا نوشت:

راستی آن نظریه که نوشتم کار خودم است البته با اجازه جناب اینیشتین!ایده از نوشته های او بوده است! بعد ازماه ها کار رسیده ایم به اینجا!۰۶۴۴۲۸۹۳۸۹۲/۰یک ثابت بنیادی است!