خسته ام می کنید...
خسته ام می کنید...
چه فایده ای دارد گفتن؟
چه فایده ای دارد نقد و صحبت و فکر؟
مگر گوشی هم هست؟ مگر عقلی هم هست؟ مگر قلب و احساسی هم هست؟
ویرانه شد خانه ما آنهم با دستان زحمت کش ساکنینش...
جاهل را بزرگ می کنند، عالم را تحقیر می کنند، دشمن را سرمشق قرار می دهند و توطئه را راست می پندارند...
همه چیز نابجا و بی خردی اجر و قربی دارد مثال زدنی...
قلب ها تیره، دل ها آکنده از دشمنی، دین را نشناخته یا از آن پیروی می کنند یا با آن دشمنی می ورزند...
و هنگام شکایت زبان ها گشاده، حرمت ها شکسته، جهل را عقل می نامند و آنچه دلخواهشان است را منطق می خوانند و ترسشان، دوراندیشی تعبیر می گردد...
کجاست شیر دلی کز بلا نپرهیزد؟!
خسته ام می کنید...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان ۱۳۸۹ ساعت 22:55 توسط علی
|
در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست