مُردیم در این بصیرت تاریک و خود نمی شنوی

چون کوچه تو پر ز ناله اغیار  شد نمی شنوی

دانی که در ناله چو منی حکمت بسی نهفته شده

ای داد ازآن زمانه که سرمست بُد نمی شنوی

گرچه بر چشم و گوش تو آواز بسیار آمده است

هرگز دگر ساز و نوا و نوحه هدهد نمی شنوی