خیره و تیره دل من...
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 15:10 توسط علی
|
خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق
تیره آن دل که در او شمع محبت نبود
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زان که با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست